1
دانشجوی دکتری گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران و پژوهشگر حوزه علمیه خراسان
2
استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
10.22067/epk.2026.100404.1572
چکیده
بررسی نسبت فکری امامیه و معتزله، بهویژه در فضای علمی و کلامی بغداد، از مسائل مهم تاریخ اندیشه کلامی اسلام است. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین ماهیت روابط فکری این دو جریان و تعیین حدود و چگونگی تأثیرپذیری امامیه از گفتمان اعتزالی است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر منابع کلامی و تاریخی، زمینههای تعامل فکری و حضور مؤلفههای اعتزالی در مباحث کلامی امامیه را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد که این تعامل را نمیتوان صرفاً اقتباسی یکسویه یا پذیرش دستگاه کلامی معتزله دانست؛ بلکه باید آن را در سطح گفتمان کلامی، روش استدلال و بهرهگیری از ظرفیتهای عقلانی معتزله تحلیل کرد. بر این اساس، مراد از «اعتزال» در این پژوهش، پذیرش مجموعهای منسجم از مبانی و آرای اعتقادی معتزله نیست، بلکه گفتمان کلامی عقلگرایانهای است که در فضای فکری آنان شکل گرفته است. امامیه ضمن حفظ مبانی اعتقادی خود، این گفتمان را در چارچوب نظام کلامی خویش بازخوانی و صورتبندی کرده است. بنابراین، رابطه فکری امامیه و معتزله، تعاملی گزینشی است که در آن امامیه از ظرفیتهای عقلگرایانه گفتمان معتزلی بهره گرفته و آنها را متناسب با مبانی کلامی خود بازتفسیر کرده است.