یکی از مسائل مهم در نظامهای اخلاقی، مسئله سعادت آدمی است. هر نظام اخلاقی بر مبنای اصول و جهانبینی که دارد، تلقی خاصی از سعادت و نحوه نیل بدان دارد. در این بین، سیجویک، با اعتقاد به عقلانیت و شهود اخلاقی، سعادت را به عنوان غایت نهایی اخلاق و معیار ارزشگذاری اعمال معرفی میکند. وی با تکیه بر لذتگرایی عقلانی، به دنبال حداکثر کردن لذت برای بیشترین تعداد افراد است. اما آیتالله جوادی آملی با تأسی از اندیشه وحیانی و میراث حکمت متعالیه، سعادت را در دیدی وسیعتر و به عنوان غایت نهایی حیات انسانی که همان قرب الهی است در نظر میگیرند. از منظر وی، سعادت صرفاً به لذت و خوشی دنیوی محدود نمیشود، بلکه شامل تعالی روحی و معنوی انسان نیز میگردد. در این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سعی بر این است تا ضمن تبیین و تحلیل جایگاه سعادت در نظام اخلاقی سیجویک به نقد آن از منظر آیتالله جوادی آملی پرداخته شود. دیدگاه سیجویک با تکیه صرف بر عقل و شهود، بدون در نظر گرفتن وحی و راهنماییهای الهی، نمیتواند انسان را به سعادت حقیقی رهنمون سازد. عقل انسان، محدود و خطاپذیر است و نمیتواند بهتنهایی تمامی ابعاد حقیقت را درک کند. بنابراین، برای رسیدن به سعادت حقیقی، نیازمند راهنمایی وحی و تبعیت از دستورات الهی هستیم.