1
استادیار فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2
دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه مطهری مشهد، واحد خواهران، مشهد، ایران
10.22067/epk.2026.99801.1560
چکیده
یکی از ضروریات مذهب تشیع اعتقاد به وقوع رجعت در عصر ظهور است. در نگاه نخست، این باور از حیث فلسفی با چالشهایی مانند بازگشت از قوه به فعلیت، اشکال عروض قوه و استعداد بر اشخاص دارای تجرد برزخی، و مشکل تناسخ مواجه است. شارحان معاصر صدرایی مانند علامه طباطبایی، امام خمینی (ره)، آیتالله شاهآبادی و مرحوم رفیعی قزوینی کوشیدهاند تا با ارئه تصویری خردپذیر از رجعت، به گونهای آن را تبیین نمایند که از گزند نقدهای فلسفی و چالشهای فوق در امان باشد. پژوهش حاضر، با رجوع به منابع کتابخانهای و با روش تحلیلی – توصیفی، ابتدا دیدگاههای مشهور در میان حکمای صدرایی معاصر را احصاء و صورتبندی میکند و از حیث نقاط قوت و ضعف مورد بررسی قرار میدهد، و سپس میکوشد با طرح خوانش انکشافی از نظام حکمت صدرایی که برآمده از دیدگاه نهایی حکمت متعالیه- یعنی اصالت و وحدت شخصی وجود – است، آنها را بازخوانی وبازسازی نماید. حاصل این امر، اولاً ارائه یک تبیین کاملاً صدرایی از آموزه رجعت است که از حیث سازگاری درونی با مبانی و دیدگاه نهایی صدرایی در میان تقریرهای دیگر ممتاز است، ثانیاً در مواجهه با چالشهای فلسفی مربوط به رجعت نیز توفیقات بیشتری دارد، در عین حال مزایای سایر تقریرهای حکمای صدرایی را نیز در درون خود میپذیرد، بدون آنکه به چالشهای آنان دچار شود.