جستارهایی در فلسفه و کلام

جستارهایی در فلسفه و کلام

بازخوانی دیدگاه اقبال لاهوری و علامه طباطبایی درباره ی نسبت میان دین و فلسفه با محوریت کتاب سیر فلسفه در ایران

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسنده
استادیار و عضو هیأت علمی گروه الهیات (فلسفه) دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران
چکیده
مسئله ی اصلی این مقاله،بررسی نسبت میان دین و فلسفه از منظر دو اندیشمند معاصر، اقبال لاهوری و علامه طباطبایی میباشد.این پژوهش به شیوه ی توصیفی و تحلیل منطقی گردآوری شده و بر کتاب سیر فلسفه در ایران که مربوط به یکی از دورانهای مهم زندگی اقبال است،تمرکز دارد.این پژوهش نشان میدهدکه وجه اشتراک اقبال لاهوری و علامه طباطبایی در «بازگشت به خود» نهفته است،با این تفاوت که «خود» در اندیشه ی اقبال یک خودِ تاریخی است که ریشه در صدر اسلام و تعالیم اسلامی دارد،در حالی که «خود»در دیدگاه طباطبایی،هویتی فراتاریخی است.اقبال با بازگشت به خودِ تاریخی،دین را می یابد اما فلسفه را نمیشناسدو درنهایت بعد از نقض و ابرامهای متعددو عباراتی گاه متعارض،به جدایی دین از فلسفه گرایش پیدا میکند.اقبال نه تنها میان دین و فلسفه ارتباطی نمیبیند؛بلکه آنچه را که می یابدگسست و جدایی است.در حالی که علامه طباطبایی با بازگشت به خود،نخستین چیزی را که مشاهده میکند،فلسفه است.فلسفه از دیدگاه طباطبایی یعنی باور به وجود خود، وجود جهان خارج و صدق ادراکات بشری به نحو اجمالی.این باورها مرز میان فلسفه و سفسطه را برای او تعیین میکنند. پس از عبور از مرز سفسطه و ورود به حدود فلسفه، انسان در پی کشف حقیقت، روان میشود و مطابق با آنچه که کشف میکند، واکنش مناسب نشان میدهد. زمانی که فلسفه، به اثبات وجود خدا نائل شود، «فلسفه الهی» به وجود میآید و زمانی که به اثبات توحید اطلاقی برسد، «فلسفه الهی اسلامی» شکل میگیرد. یافته ی این مقاله تأیید دیدگاه علامه طباطبایی و نقد دیدگاه اقبال میباشد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 09 خرداد 1405

  • تاریخ دریافت 11 مهر 1404
  • تاریخ بازنگری 16 اردیبهشت 1405
  • تاریخ پذیرش 09 خرداد 1405