آنچه در آثار فیلسوفان برای فهم وجود رابط و جایگاه آن در عالم واقع و همچنین برای تحلیل شناخت انسان نقش کلیدی دارد، رابط در قضایاست. ابن سینا رابط در قضیه را دالّ بر نسبت و علاقهای که دو طرف قضیه به یکدیگر دارند، میداند و این نسبت را به مفاهیم ادوی ملحق میکند. مفاهیم ادوی که همان معانی حرفیاند، اختلاف بنیادی با معانی اسمی دارند. در این نوشته با تمرکز بر آثار ابن سینا، معانی حرفی مورد تحلیل واقع و بیان میشود که معانی حرفی از نسبتهایی حکایت میکند که ملازم با مقولات هفتگانه نسبی هستند. بعد از بررسی ارتباط بین مقولات نسبی و معانی حرفی این نتیجه به دست آمده است که منظور از نسبتهایی که جزو معانی حرفیاند، وجودی غیرمستقل و ملحق به اشیاء است که مختص به اضافه است و در دیگر مقولات نسبی نیز مؤثّر است. ذهن انسان این نسبتها را به دو گونه میتواند ملاحظه کند: یکی به صورت معنایی اسمی و مستقل و دیگری به صورت معنایی حرفی و «فی غیره». وقتی این نسبتها فی غیره ملاحظه میشود، ملزوم یک اضافۀ عقلی است که باعث ربط بین مفاهیم میگردد. این اضافههای عقلی بنیاد شناخت و تولید علم را پایهریزی میکند.