https://jphilosophy.um.ac.ir/index.php/philosophy/issue/feed جستارهایی در فلسفه و کلام 1397-12-07+033010:00:4810 Array jphilosophy@um.ac.ir Open Journal Systems به سیستم مدیریت نشریات پژوهشی دانشگاه فردوسی مشهد خوش آمدید. نشریه ی <strong>جستارهایی در فلسفه و کلام</strong> یکی از نشریات مورد تایید معاونت پژوهشی دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. https://jphilosophy.um.ac.ir/index.php/philosophy/article/view/61582 توان سنجی منطق فازی در تفسیر قرآن کریم 1397-12-07+033009:43:2009 سید مصطفی احمدزاده m.ahmadzadeh@isca.ac.ir سیدمجید ظهیری M.zahiri@isca.ac.ir <p>دانش تفسیر قرآن کریم، همانند هر دانشی، از دانش منطق کمک و بهره می‌گیرد. با توجه به رشد روزافزون شاخه‌های متنوع دانش منطق، استفاده از هر منطقی، تأثیرات خاص خود را بر دانش تفسیر و نتایج آن خواهد گذاشت. یکی از رویکردهای جدید منطق، منطق فازی است که بر خلاف منطق کلاسیک دو ارزشی، چند ارزشی است. استفاده از منطق فازی، نه تنها به معنی نفیِ منطق کلاسیک نیست، بلکه در کنار منطق کلاسیک، معنا و ارزش می‌یابد. منطق فازی می‌تواند در فهم، تبیین و نیز کاربرد مفاهیم مشکک و طیفی، در استدلال‌ها به مفسران کمک کند. بر اساس منطق کلاسیک، یک فرد یا مؤمن است یا مؤمن نیست؛ اما بر اساس منطق فازی، حالات متنوعی از نسبت یک فرد با پدیده ایمان تعریف می‌شود: فردی که اصلاً ایمان ندارد، فردی که ایمان ضعیفی دارد، فردی که دارای ایمان متوسط است و فردی که دارای ایمان قوی است. در این نوشتار، افزون بر منطق فازی در یک مفهوم، از ماتریس فازی نیز سخن به میان آمده است. نگاه فازی به برخی مفاهیم که عنصر تدریج و شدت و ضعف در فهم و تبیین آن‌ها مؤثر است، دست قرآن‌پژوهان را در تفسیر قرآن کریم بازتر می‌نماید و زمینه را برای توسعه و تعمیق معارف قرآن کریم هموارتر می‌سازد.</p> 1398-02-02+043011:06:5911 ##submission.copyrightStatement## https://jphilosophy.um.ac.ir/index.php/philosophy/article/view/32703 از نام گرایی تا نسبی گرایی 1397-12-07+033009:43:2209 رضا صادقی rezasadeqi@gmail.com <p>در تاریخ فلسفه، مسئلۀ استقرا نقش مهمی در پیدایش نسبی‌گرایی داشته است. برای این مسئله دو تقریر متفاوت از هیوم و گودمن وجود دارد که اغلب به طور جداگانه مورد بحث قرار گرفته‌اند. این نوشتار مبانی و نتایج این دو تقریر را مورد مقایسه قرار می‌دهد. هیوم در مسئلۀ کلاسیک استقرا به ذهن و قوانین حاکم بر آن توجه دارد و عادت ذهنی را علت اعتماد به قوانین علمی می‌داند. اما گودمن در طرح مسئلۀ جدید استقرا بیشتر به زبان و قواعد آن توجه دارد و از رسوخ در زبان به عنوان علت باور به قوانین کلی علمی یاد می‌کند. با این حال نام‌گرایی مبنای مشترک این دو فیلسوف است و نتیجه مشترک این دو دیدگاه نیز نوعی نسبی‌گرایی افراطی است که تا حوزة وجودشناسی امتداد دارد. این نوشتار مطالعه‌ای تطبیقی است که با نگاهی انتقادی نسبت نام‌گرایی با نسبی‌گرایی را بررسی می‌کند.</p> 1398-02-02+043011:06:5911 ##submission.copyrightStatement## https://jphilosophy.um.ac.ir/index.php/philosophy/article/view/67314 بررسی دیدگاه ابن سینا درباره ملاک استناد تأثّرات اجسام به نفوس انسانی و مراحل تأثیرگذاری از راه دور آن‌ها 1397-12-07+033009:43:2209 سیدمهران طباطبایی mehran.tabatabaei@gmail.com محمدمهدی مشکاتی mm.meshkati@ltr.ui.ac.ir فروغ السادات رحیم پور f.rahim@ltr.ui.ac.ir <p>بررسی دیدگاه ابن سینا در موردتأثیرگذاری نفوس انسانی بر ابدانشان مسأله‌ای است که بسیار مورد توجه قرار گرفته است؛ اما بررسی دیدگاه وی در مورد ملاک استناد تأثّرات اجسام به نفوس انسانی و مراحل تأثیرگذاری از راه دور نفوس انسانی بر اجسام مغفول مانده است. در حکمت سینوی تشخیص موارد تأثیرگذاری از راه دور نفوس بر اجسام، مبتنی بر استقراء، تجربه و رفع استبعاد از آن‌ها است و هنگامی می‌توان برخی امور خارق عادت را به نفوس نسبت داد که اسباب و علل طبیعی برای این امور شناخته نشده و امکان استناد این امور به عقول مفارق وجود نداشته باشد. به اعتقاد شیخ، محدوده و قدرت تأثیرگذاری نفوس خیر در اعجاز و کرامات متفاوت از تأثیر نفوس شر در سحر، اهانت و چشم زخم است؛ اما نحوه تأثیرگذاری نفوس در همه آن‌ها با یکدیگر تفاوت ذاتی ندارد بلکه تفاوت آن‌ها مربوط به نیات است. نفوس تأثیرگذار، در طی مراحل معین در اجسام دیگر کیفیت مزاجیه ایجاد می‌کنند و سبب تغییرات در آن‌ها می‌شوند.</p> 1398-02-02+043011:06:5911 ##submission.copyrightStatement## https://jphilosophy.um.ac.ir/index.php/philosophy/article/view/34633 مبانی معرفت‌شناختی نقد هیوم بر براهین خداشناسی 1397-12-07+033009:43:2309 سیامک عبدالهی abdollahi@ut.ac.ir امیر دیوانی h2015barari@gmail.com محمد لگنهاوسن legenhausen@yahoo.com <p>آن‌چه هیوم در باب گزاره‌های دینی بیان کرده، بر مبنای معرفت‌شناسی اوست. وی با هدف خدشه‌دار کردن الهیات طبیعی، آراء نقادانه‌اش نسبت به این گزاره‌ها را ارائه و بر مبنای تجربه‌گرایی‌اش، مدعیات الهیات طبیعی را خارج از محدوده معرفت بشری معرفی می‌کند. بر همین اساس، این جستار شامل سه بخش اصلی است، که به ترتیب به تأثیر آراء معرفتی هیوم بر نقدهای او به برهان هستی‌شناختی، برهان جهان‌شناختی و برهان نظم می‌پردازد. در این پژوهش، تجربه‌گرایی هیوم و همچنین نظرات او در باب براهین اثبات وجود خدا مورد نقادی قرار نمی‌گیرند؛ چراکه این مباحث هریک خود مجالی جداگانه می‌طلبند، و ضمناً، با هدف اصلی مقاله حاضر، یعنی درک تأثیر معرفت‌شناسی هیوم بر آراء او در باب براهین اثبات وجود خدا، نیز مستقیماً مرتبط نیست. اما اگر کسی خواهان نقد آراء هیوم در باب آن براهین باشد، می‌تواند از ماحصل این مقاله که نشان‌دهنده تأثیر حداکثری تجربه‌گرایی هیوم است، استفاده کند و با به چالش کشیدنِ آن مبانی معرفتی، این نقدها را هم متزلزل نماید.</p> 1398-02-02+043011:06:5911 ##submission.copyrightStatement## https://jphilosophy.um.ac.ir/index.php/philosophy/article/view/56761 بررسی اصول معاد جسمانی در آثار صدرالمتالهین 1397-12-07+033009:43:2409 طاهره عضدی نیا t.azodinia@gmail.com عباس جوارشکیان Javareshki@um.ac.ir <p>بدون تردید معاد جسمانی یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث اعتقادی در تاریخ اندیشه کلامی و فلسفی ما است و صدرالمتالهین به یاری اصولی برآمده از نظام فلسفی خود توانسته آن را به کرسی اثبات و تبیین عقلی و فلسفی بنشاند. معاد شناسی ملاصدرا معطوف به اثبات سه مطلب است: اول اثبات عینیت بدن اخروی و دنیوی، دوم اثبات این‌که آخرت از منشآت نفس و ناشی از خلاقیت آن است، سوم اثبات سیر صعودی نفس. مسئله اصلی این مقاله این است که فارغ از همسانی فراوانی که در تصویر معاد جسمانی در آثار گوناگون ملاصدرا دیده می‌شود، شمار اصول مورد استفاده او در این آثار متفاوت بوده و از شش تا دوازده اصل را دربر می‌گیرد. پرسش مهم این است که اصول مورد نیاز صدرا برای تقریر نظریه معاد جسمانی کدام است و چرا تعداد این اصول در آثار صدرا متفاوت است و آیا تفاوت اصولی که در آثار ملاصدرا مشاهده می‌شود ناشی از زمینه خاص بحث در آن اثر بوده یا واقعاً تفاوت اساسی بوده، به تعبیر دیگر آیا با توجه به این اختلاف، تغییری در نظریه معاد جسمانی داده شده است؟</p> <p>&nbsp;مقاله حاضر درصدد تبیین دقیق این اصول و مقایسه تطبیقی آن در آثار گوناگون ملاصدراست و نتیجه خواهیم گرفت که سر افزایش و کاهش این اصول، در عواملی مانند مختصر یا مفصل بودن کتاب‌های اوست، همچنین توأم و آمیخته بودن چند اصل در برخی آثار ملاصدرا می‌تواند نکته‌ای کلیدی و مهم تلقی گردد.</p> 1398-02-02+043011:06:5911 ##submission.copyrightStatement## https://jphilosophy.um.ac.ir/index.php/philosophy/article/view/20314 تبعیت از قانون به‌مثابه روشن‌نگری از دیدگاه کانت و افلاطون 1397-12-07+033009:43:2609 محمد کاظم علمی elmi@ferdowsi.um.ac.ir سعید آزادمنش azadmanesh263@yahoo.com <p>فلاسفه بزرگ از نظریات عمیقی در عموم حوزه‌های مختلف فلسفی ازجمله در قلمرو جامعه و سیاست برخوردارند که ریشه در مبنای فکری و فلسفی ایشان دارد. با نظر به این مهم، این مقاله موضوع تبعیت و صیانت از قانون را از منظری فلسفی موردنظر قرار داده است. در راستای نیل به این هدف، پژوهش حاضر به مقایسه اجمالی دیدگاه کانت در تبعیت از قانون که آن را در بحثی که در مقاله «در پاسخ به سؤال روشن‌نگری چیست؟» آورده است و دیدگاه سقراط که در رساله کریتونِ افلاطون در گفت‌وگوی با نوموس بیان‌شده است می‌پردازد. این مقاله مدعی است که به‌رغم تفاوت‌های قابل‌ملاحظه‌ای که در مبانی اندیشه فلسفی این دو اندیشمند مشهود است، به نظر می‌رسد در مسئله تبعیت از قانون در دو مقام نظر و عمل به یکدیگر نزدیک شده‌اند.</p> 1398-02-02+043011:06:5911 ##submission.copyrightStatement## https://jphilosophy.um.ac.ir/index.php/philosophy/article/view/51873 ابن قبه رازی در میانه اعتزال و امامیه 1397-12-07+033009:43:2609 عباس میرزایی abbasmirzaeie@yahoo.com <p>ابن قبه رازی از متکلمان امامیه در اوایل سده چهارم هجری است که جزء جریان معتزلیان شیعه شده به شمار می‌رود. میراث علمی و آراء برجای مانده از وی همگی در بحث امامت است که نشانه‌های زیادی از گرایش وی به اعتزال می‌توان در آن‌ها یافت. از این رو این پرسش مطرح می‌شود که آیا ابن قبه در گرایش به کلام امامیه تمام منظومه فکری امامیه را پذیرفته یا این‌که تنها در بحث امامت، شیعه شده است؟ این مقاله با بررسی مقایسه‌ای میان نظرات ابن قبه و معتزلیان از نظر روشی و محتوایی تلاش می‌کند، با هدف روشن‌شدن فضای تاریخ کلام امامیه در بحث تأثیرپذیری از معتزله، بر پایه شواهد موجود نشان دهد که ابن قبه گویا تنها در بحث امامت، آن هم صرفاً امامت خاصه و نه عامه، نظریه امامیه را پذیرفته و در دیگر انگاره‌های اعتقادی هم‌چنان بر بنیادهای معرفتی اهل اعتزال است.</p> 1398-02-02+043011:06:5911 ##submission.copyrightStatement##