نشریه های علمی انتشارات
اطلاعات شماره: سال. ۴۸, شماره. ۲: شماره پیاپی ۹۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۵

عنوان مقاله: هستی‌شناسی امر ایجابی: بررسی بنیان‌های هستی‌شناسی ایجابی ژیل دلوز نزد فلاسفه‌ پیشاکانتی و پساکانتی


صفحات: 27-53

DOI: 10.22067/philosophy.v48i2.55481

چکیده
دلوز هستی‌شناسی خود را در مقام فلسفه‌ای پساکانتی عرضه می‌کند. دغدغه اصلی فلسفه پساکانتی، از سالامون مایمون تا هگل، ساختن متافیزیکی جدید پس از نقد کانت و تبیین مساله تکوین هستی بود. دلوز نیز با توسل به متافیزیک اسپینوزا و لایبنیتس و همچنین فلسفه نیچه، هستی‌شناسی جدیدی بنا می‌کند. این هستی‌شناسی، برخلاف هستی‌شناسی هگلی که تکوین هستی را بر یک اصل نفی استوار کرده بود، این تکوین را بر مبنای امر ایجابی تبیین می‌کند. در نظر دلوز، نزد اسپینوزا و نیچه تلقی‌ای یکسره ایجابی از هستی وجود دارد که می‌تواند برای بنیان‌نهادن یک هستی‌شناسی جدید به کار رود. در نهایت همین امر ایجابی است که هم هستی‌شناسی و هم اخلاقی جدید را بنیان می‌نهد.

کلمات کلیدی:   ژیل دلوز; هستی‌شناسی امر ایجابی; متافیزیک; کانت; فلسفه پساکانتی

مراجع

دریافت نسخه XML

تمام متن: PDF
دانلود : 16

بازدید: 30

تاریخ دریافت: 1395/02/07 , تاریخ پذیرش: 1395/11/20 , تاریخ انتشار: 1395/11/20

ایمیل این مقاله (نیازمند ورود )
ایمیل به نویسنده (نیازمند ورود )