نشریه های علمی انتشارات
اطلاعات شماره: شماره ۲/۸۸ - بهار و تابستان ۱۳۹۱

عنوان مقاله: ملاصدرا و نظریه مُثُل



DOI: 10.22067/islamic philosop.v0i0.13945

چکیده
منشأ دوگانگی جهان خلقت از نگاه افلاطون بر این مبناست که وی جهان را به دو جهان معقولات (مُثُل، کلیات) و جهان محسوسات (تصویر مُثُل، جزییات) طبقه‌بندی می‌کند و از همین رو با طرح نظریه مُثُل و بیان این که مُثُل، حقایق موجودات عالم محسوس و منشأ عالم مادی است، درصدد یافتن توجیهی برای ایده‌آل‌های فلسفی و اخلاقی خود است.
مُثُل نوری افلاطونی از حیث حقیقت وجود خود، متباین از حقیقت حق نیست اما قائم به ذات او بوده (قیام صدوری) و در واقع از لوازم ذات و صفات الهی است.
تعابیر و استدلال‌های مختلف ملاصدرا دربارۀ مُثُل، نوع رابطه مُثُل با ذات و صفات الهی را بیان می‌کند. اگر چه اعیان ثابته با مُثُل عقلیه افلاطون شباهت‌هایی دارند تفاوت‌های مهمی نیز دارند.
کلیت نظریه مُثُل مورد قبول فلاسفه اسلامی است، ولی ملاصدرا معتقد است هیچ یک از فلاسفه اسلامی آن گونه که شایسته است نتوانسته نظریه مُثُل را درک کند. وی بر مبنای اصول فلسفی خود و با استمداد از براهینی همچون دلیل ادراک و حرکت جوهری، َسعی در اثبات تلقی خود از این نظریه می‌کند.
نگارنده در این مقاله می‌کوشد با بررسی تأویل‌های فلاسفه اسلامی از نظریه مُثُل و بیان دلایل ملاصدرا در اثبات این نظریه، رابطه نظریه مُثُل با اعیان ثابته ملاصدرا را روشن سازد.

کلمات کلیدی:   مُثُل افلاطون، ملاصدرا، دلیل ادراک، حرکت جوهری، علم الهی.


دریافت نسخه XML

تمام متن: PDF
دانلود : 6271

بازدید: 1131

تاریخ دریافت: 1391/04/21 , تاریخ پذیرش: 1391/04/21 , تاریخ انتشار:

ایمیل این مقاله (نیازمند ورود )
ایمیل به نویسنده (نیازمند ورود )